تبليغاتX
قصر قفس


قصر قفس

از تو تا ترانه

 

                 1.


 

هرچقدر که دونده ی خوبی باشی       

اگر عشق نباشد                      

این جاده                           

همیشه پیش از تو عبور می کند        

                      


                     2.   

  

باور کن!                          

حتی با یک گل                       

بهار می شود . . .                  

اگر آن یک گل تو باشی.              

                     


                    3.


 

نـفرین خدا بر من و بر فعلـای ماضی

افـتـادگـی آمـوز اگـر طـالـب فیـضـی

کندیده شده پوست من از کثرت این جرم

صد بار من افتـاده ام از درس ریاضـی

 

 


نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 12:0 توسط امیرحسین توکلی| |

 

دنياي بچه ها

 

دنیای کودکانه

كاشكي دنيا رو به بچه ها بديم

طعم رويا رو به بچه ها بديم

تا بزرگ شدن يه لحظه فاصلس

نگو فردا رو به بچه ها بديم


نصيحت

زبانم دردهانم گير كرده

جهان تبعيد شد در پشت نرده

پدر از كودكي در گوش من گفت:

"پسر زندون هميشه مال مرده"


دنیا جان 

عجب اخلاق گندي داره دنيا

چقد نا مهربونه ديگه با ما

يه روز از بس كه تيزه درد داره

يه روزي بد تر از امروز و فردا 


فیش 

امروز به راحتي دلم مي گيرد

با خوردن آب آروقم مي گيرد

اين فيش حقوق نازنين را از من

دريافت نكرده خانمم مي گيرد 


زیبا 

دماغش تيز و سر بالاست امروز

تمام زلف او پيداست امروز

به لطف مرد جراح زبر دست

پس از يك عمر او زيباست امروز 


عقده انگیز

خاك بر سر مي كنيم ، حال مي كنيم

عقده ي بي پولي رو چال مي كنيم

بس كه چرته حال و روزم اين روزا

اينجا هم قافيه رو چال مي كنيم

 

 

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 1:15 توسط امیرحسین توکلی| |

 

 

اولي . . .

 

 

باز هم احساس خنگي مي كنم

يا كه شايد من زرنگي مي كنم

با مداد آبي چشمان تو

ابرهارا باز رنگي مي كنم

 

 

دومي . . .

 

 

رو سنگ قبر يك پير خردمند

با خط ميخي اينجوري نوشته

عجب جنس خرابي داره دنيا

كه هركي رفته اونور برنگشته

 

 

 وسومي . . .

 

 

كمي تا قسمتي ارشاد گشتيم

از اين توفيق بس دلشاد گشتيم

به لطف طرح هاي اجتماعي 

دوباره شاخه ي شمشاد گشتيم

 

نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 2:15 توسط امیرحسین توکلی| |

 

چندی است که مغز من بسی تعطیل است

سوراخ شدست و  شکل یک قربیل است

 

شعرام پره از صدای شیپور و کلنگ

 پس دست خودم نیست که هردمبیل است

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 19:25 توسط امیرحسین توکلی| |

آشفتگي ما ، مدام است مدام

كار دل افسرده ، تمام است تمام

 

اي پير من ،اي ماه ،بيا و تو بگو

عاقبت يار ، كدام است كدام؟

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 23:34 توسط امیرحسین توکلی| |

 

سلام

تصميم گرفتم يه سري دو بيتي تو وبلاگ بزارم.

 

هر چند اينا مال سه ، چهار سال پيشه ولي هر جور موضوعي از طنز ، فكاهي ، عاشقانه ، تنهايي و ...توش پيدا ميشه.

 

 

دوبيتي از دوش نامه

 

دوش قلب من كمي جو گير شد

در دو راهي اي خفن درگير شد

در تب و تابي بيفتاد و زپرت

عاقبت چون ميخكي در تير شد

 

برو تنهاییت بر خاک بسپار

برو جایی دگر ای نازنین یار
برو تا بی نهایت شاد زی باش

که از غمها سرودن کی شود کار؟

 

بقیه ی دوبیتی ها در ادامه ی مطلب

 


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1385ساعت 10:31 توسط امیرحسین توکلی| |

 

كاش  می شد پر محبت  حال  دنيا

ساده  چون  لبخند  كودك  بود  فردا

 

كاش سهم گشنگي هركسي اين بود

يك  بغل  نان بي  منت ، نه  در  رويا

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 16:21 توسط امیرحسین توکلی| |

 

 ما در خور بحث و درس هستيم

 

 ما در غم اين  خوش نشستيم

 

 داني  كه  جواب  كنكور   آمد ؟

 

 گفتند كه شاخ غول شكستيم

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 2:0 توسط امیرحسین توکلی| |

مـن ز بـنـد وزن و قـافـیه آزادم

ناله اما به خیال دیگران فریادم

پـرم از رنـج وتـبـاهـی امـا

در نـگـاه دیگـران دلـشـادم

هر کس که به غیر خوددل می بندد

بـر ریـش برادر خـودش مـیخنـدد

باما منشین که غیر تو ما هستیم

با ما بنشینی مغز تو می گندد

نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 19:55 توسط امیرحسین توکلی| |


Design By : Night Skin