قصر قفس
از تو تا ترانه
باید که شـبیه سنـگ پا باشم من سفت و چقر و پر از هوا باشم من از رو نروم هرچه بسابند مرا یک ریز اسیر کـف پا باشم من گر خسـته شـوند هـمگی از دسـتم باز عمر کنم چه با وفا باشم من مـن معـتمـد حـمام هـر خانه شـوم مـحرم به هـمه شاه و گدا باشم من هر قلقـلکی ز دست مـن می خندد طناز و مشنـگ و باصفا باشم من بر چرک کف پای هـمـه اهل نظر چون نظر کنم عین دوا باشم من آب از سر من رد نشود یـک ذره سنگم ولی از سنگ جدا باشم من از زندگیه با دل سنگی خستم بهتر که شبیه سنگ پا باشم من نگاهم را به پنجره فولاد گره می زنم قول می دهم قول می دهی دور می شوم می مانی فراموش می کنم به یاد داری تو همیشه سر قولت می مانی من همیشه زود فراموش می کنم تو همیشه رضا می مانی. دل مــا رو مــی نــویــســـه اون کـه از جنس حـریره قلمـش اونـی کـه هـم نفس فرشته هاس چه تو شادی چه توی درد و غمش قـطعـه ی گمشـده ی آسـمـونو از روی زمین تـماشا می کنیم پشـت این پنـجره ی هـمیـشگی یه نـگاه تازه پیدا می کنیم ما که حتی تـوی خونـمون غریبیم ما که حتی واسه آینه ها عجیبیم مایی که زندگی مون پر از نقابه مایی که پر از دروغیم و فریبیم اینجا یه بهونه می شه واسه مون که تـموم خسـتـگی ها مون بـره یادمون بیاد که دنیا کوچـیـکه آدم ایـنجا هـمـیـشه مـسافـره وقـتـی آوای هـمـیـشـگی مـا قصه ها رو رنگ تازه می زنـه از رو دیـوار سـیـاه زنـدگی پوستر کهـنـه ی غم رو می کنه + تقدیم به آوای دلنشین قطعه ی گمشده تولد وبلاگت مبارک
| Design By : Night Skin |

