قصر قفس
از تو تا ترانه
نـذر دوبـاره بـودنت تـمام خنده هـای مـن چشماتو وا کن نازنین! نفـس بکش ، حرفی بزن دستامو تـو دستات بگیر تـوو ایــن وداع آخـری بـذار تا سیر نگات کنم نـبـایـد از دنـیا بری قصه ها بدون تو خوندنی نیست تـویی نـقش اول تـرانـه هام تویی که سکوت دل رو مـیشکنی میـشی فریاد من و بغـض صدام بی تو تنهایی و غربت مـن و آروم نـمیذاره بی تو ایـن دل شکسته دیگـه آرامـش نـداره تو که از یادم نمیری من که از یادت نمیرم یادته بهت میـگـفتـم تو نباشی من میمیرم آرزوی با تــو بودن مرده و شادی هـمـیـشـگـی پر زده و زندگی بدون تو زندگی نیسـت از هزار بار مردنم بد تره و . . . مثل این ترانه نا تـموم شده گـریه هـای بی امـون هر شبم من به آخر میـرسم بـدون تـو نـمیره اسـم تـو از روی لبم + بی تو آخر دنیاست. نقش اول این قصه نشو. هـمه چـی نـو شـده جـز این غم کهنه می شینم باز تک و تنها ســر ســفره سیـن اول ، سـفــر تـو سیـن دوم ، سـاز ناکوک سیـن سوم ، سیـل اشکـه سـیـن بعدی ، سوز دوری سین پنجم ، سـیب کال و ششمین سین ، سال بی تو سین هفتم ، سایه ی مرگ هـمه چی نـو شـده امـا دل مـن هنـوز هـمـونـه تـنگ و خـاکستری و سـرد بی قـرار و پـر بـهونه + بهار را دستان تو برایم سوغات می آورد . . .
| Design By : Night Skin |

