قصر قفس
از تو تا ترانه
چقد سبزه، چقد زرده، چقد خوب چقد سرده، چقد گرمه، چه مرطوب چقدر آواز بلبل بي مثاله چقد لحن صدام مثل شغاله چقدر دشت كوير شكل شماله عجب كيفي داره چشم و چاغاله عجب سيب و عجب پوست خياري عجب عشقي عجب طعم اناري عجب روزي عجب فرخنده سالي صداي گرگ آيد از قناري چرا چرته؟ چرا خنگه؟ چه منگل! چرا بازه؟ چرا بسته؟ چه اسگل! بيان حال ما كاري نداره يه خر داره ميره باري نداره بلوط و فندق و چيپس و شيريني نبينم دستتو كردي تو بيني صداي خنده ي چوپان خون خوار تو دست هركي موميم، مثل گيتار يكي اسبِ بخاري شاد و خندان يكي مسواكه و يك مشت دندان يكي برنا كهن پيرِ سپه پنج به عمري يافته اكثيري از گنج كه گر عقلت فزون از كم نباشد وگر قلبت برون از غم نباشد مخوان شعري كه از هجو است لبريز كه شمسي ميشوي در بين كاريز و اينجا آخر دنياست پر از ترديد و دلتنگي پر از آلودگي و ياس به رنگ سرد بي رنگي . . . هوا تلخ و غبار آلود زمين سست و ملال آور نه يك يار و نه يك هم دم نه حتي مهر يك مادر . . . نفس گاهي و گاهي نه قدم تند و گهي خسته نگاه و خنده اي مرده دلي رفته در بسته . . . نه حتي قطره اي از نور ميان لحظه هاي مبهم و نا جور نه حتي چكه اي از عشق به روي شاخه اي خشكيده و رنجور . . . پي يك حس بي رونق دل ما با تهي ابلق نه سرخ و نه كبود و سبز شده دندان دل هم لق . . . شكايت هاي تكراي حروف تيز زنگاري . . . چه احساس عجيبي! من؟ تمام شب به فكر روز تمام روز من تاريك اگر دور و اگر نزديك اگر پاك و اگر نا پاك اگر روشن اگر تاريك . . . هنوز فكري نو ام از نو هنوز فكر تو ام بي تو . . . و اينجا آخر دنياست صدا كن گيج كن مارا مرا درياب اي يارا دل ما با غمت رازي است مرا تو هيچ كن يارا شروعي نيست؟ آيا هست؟ همینجا آخر دنیاست.


| Design By : Night Skin |
