تبليغاتX
قصر قفس


قصر قفس

از تو تا ترانه

 

باز آي و دل تنگ مرا مونس جان باش

وين سوخته را محرم اسرار نهان باش

 

زان سوخت كه در پمپ فروشند به يك كارت

مارا دوسه ليتري بده و گو كه روان باش

 

در خرقه چو آتش زده اي مجلس هفتم

چون كار به تصويب كشيده نگران باش

 

دلدار كه مي گفت به بنزين نگران است

گو قيمت آزاد بسلف و گذران باش

 

خون شد دلم از سهميه بندي ز چه رو؟

اي مايع بد بو تو دگر مشك فشان باش

 

تا بر دلمان گرد و غباري ننشيند

گز كن تو پیاده به كنار دگران باش

 

مخلص كه هوس ميكندش مصرف بنزين

گو لال شو در فكر تباهي جهان باش

 

نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 17:6 توسط امیرحسین توکلی| |

ياوه گوي و ديو سيرت گشته ام

چون عموي خنگ و پيرت گشته ام

 

ژاژ خاييدن بگشت امري خفن

ميكنم آخر خودم را من كفن

 

ناسزا گويي ديگه تو خونمه

دشمن اصليم ميون خونمه

 

در پي بيتي و فكري تازه ام

شوهر مفلوك خانوم غازه ام

 

يك سره غر ميزنم غز ميزنه

ما تلطف مي كنيم اون ميزنه

 

اين همه حس نحيف و مردني

شعر طنز نازنين و خوردني

 

مي سراييم و ز بعدش خنده اي

او ز ما پرسد:كجا را كنده اي؟

 

در پي پول و پله بر پله اي

تو پلو خوردي و گويي پله اي

 

پله اي در بيت قبلي آمده

معنيش در بيت بعدي آمده

 

اولين پله به روي نردبان

دومي يك فوتباليست قهرمان

 

پله بازي شد كجا بوديم؟ بله

داشت ميرفت از بر ما حوصله

 

كندن و شخم و مغار و انتحار

كار ما نيست اين چنين اي كردگار

 

دست گيري از پسر هايي شريف

قافيه بي قافيه تنها رديف

 

كار مثبت ، نطق نيكو ، بخت رام

پس سخن كوتاه بايد ، والسلام

نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 0:0 توسط امیرحسین توکلی| |


Design By : Night Skin