تبليغاتX
قصر قفس


قصر قفس

از تو تا ترانه

سكوتم و شكستم و خيره شدم به آسمون

گفتم فراموشت شدم؟ كجايي اي نا مهربون

 

دلم شكسته بود باز حق حق كهنه اي به راه

رفتي و جاي خالي تو پر ميكنه حسرت و آه

 

امشب منو ستاره ها بدون ماه آسمون

عجب حكايتي شده قصه ي برگ و خزون

 

خدا تو رو از من گرفت پشت سرت مي ريزه باز

به جاي آب اشكاي من بگو مياي خاطره ساز

 

اشكاي من ، دستاي سرد ، هجوم صدتا خاطره

تنها نگاه تو به من شده فقط يه عكس تو منظره

 

فاصله شد زندون من رفتي برو پيشم نمون

قصه ي آرزو هاتو تو گوش ديگه اي بخون

 

هر چي كه بوده بين ما ديگه تمومه، به درك

تو هم ميگي كه عاشقي به ما حرومه؟ به درك

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 18:25 توسط امیرحسین توکلی| |


Design By : Night Skin