تبليغاتX
قصر قفس


قصر قفس

از تو تا ترانه

 

منم تنها ترين تنهاي اين دشت پر از ترديد

 

تنها مانده اي كه مرگ را با عشق مي بوسيد

 

 

منم آواره ي دنياي پوشالي اين دوران

 

منم آن خيس خورده در مه و باران

 

 

به سان بره اي هستم گرفتار و بسي ترسان

 

ميان گله اي از گرگ ماندم با تني لرزان

 

 

من آن مجنون صحرا گرد بي ليلي

 

من آن گلگون رخصار از غم و سيلي

 

 

در اين تنهايي تاريك درد آلود من تنها

 

گريزانم ز نافرجامي اميد در فردا

 

 

نوشته شده در شنبه یکم مهر 1385ساعت 22:51 توسط امیرحسین توکلی| |


Design By : Night Skin