تبليغاتX
قصر قفس


قصر قفس

از تو تا ترانه

نوشدارو دست من پايم به راهت خستـه است

راه تودور است وچشم ما به ظلمت بسته است

 

نيست نيرويي مرا جان ده كه جان گيرد تو را

آن كه برپـاي رفـيقان سنگ خارا بسته است

 

عـمـر خود كردي تباه نوشـدارو بـهـرچـه؟

مـرگـنـاهـي هم ز چـنگت رسـتـه اسـت؟

 

نوشدارو نـوشِ من چـون من به آن لايق تـرم

كه به اين راه درازت جان ز لب برجسته است

 

خواب نوشيـنت ‌به نوشيدن زِ نوشِ جانِ يـار

يارِ ما نوشَش فزون جامش زجانان بسته است

 

درب رحمت بسته نيست وقت توبه باز آي

يار ما درب ترحـم سوي خوبان بسته است

 

نوشته شده در پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 12:59 توسط امیرحسین توکلی| |


Design By : Night Skin