تبليغاتX
قصر قفس


قصر قفس

از تو تا ترانه

عاشق شعرم پر از موجي نو ام

 

در دلم غرقم به اين صحراگمم

 

 

در سرم شور است و شعلاي جنون

 

عاشقم پس بي خبر از ميم و نون

 

 

بي خبر از خود ولي عالم به ذات

 

ذات خود گويم نه ذات هر صفات

 

 

شعر ها يم ادعايي بيش نيست

 

در ديار تو مرا هم كيش نيست

 

 

كوهم اما بار ها فتحت شدم

 

هم نشين و مرهم دردت شدم

 

 

از تو بر قلبم زخم است يادگار

 

در پي تو من هميشه بي قرار

 

 

دور باد اين غـم ز قلبم دورباد

 

چشم در راهت كمي پر نور باد

 

 

آه و زجه از تو و از اين مجال

 

از توهم از تو و وهم وخيال

 

 

رشـته ي افكار زنگـاري من

 

اي تمام خواب و بيداري من

 

 

دوش در خوابم صدايي آشنا

 

بانگ مي آورد كه اي مرد گدا

 

 

رو بساطت جاي ديگر پهن كن

 

 يار مايي اندكي خوش لحن كن

 

نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1384ساعت 21:45 توسط امیرحسین توکلی| |


Design By : Night Skin